موسس سلسله شاهنشاهي پارتيان بود كه ايران را از گسستگي و لجام گسيختگي دوران تحت اشغال يونانيان سلوكي رهايي بخشيد . وي در سال 140 تا 160 قبل ازميلاد با نبردهاي وطن پرستانه ايالت هاي ماد- پارس- خراسان- بابل- اشور - هرات و سيستان ... را جزو ايران بزرگ نمود. وي پادشاه سلوكيان را اسير نمود و با انسانيت رفتار كرد و او را در گرگان مستقر ساخت و براي حسن نيت به انان با دختر وي ازدواج نمود.او را از بزرگترين اشخاص موثر در تاريخ ايران ناميده اند كه به راستي اگر ظهور نمي كرد امروز مشخص نبود ما در كجاي تاريخ جاي داشتيم.
ارشك يكم:
اين شخص با طايفه خود اپارني همدست شد در قرن 256 ق.م پرچم مخالفت با سلوكي ها بيافراشت و جنگ هاي متعدد با آنها نمود، در نتيجه غلبه يافت و دولت پارت را تاسيس كرد(250 ق.م بعضي 249 ق.م نوشته اند)پس از اين فتح، عزيمت باختر نمود و با اين مملكت كه نيز مستقل شده بود جنگ كرد در حين جنگ كشته شد و چون ارشك باني سلطنت اشكاني بود، شاهان ديگر اشكاني او را تقديس مي كردند.چنان كه به او لقب اپي فانس (به زبان يو ناني به معني نامي و پر افتخار )دادند و به ياد بود اينكه او سر سلسله اشكاني است به اسم خود كلمه ارشك(اشك را يونانيان -آرزاكس- نوشته اند كه يو ناني شده است ارشك) را افزودند(ارشك بعد ها اشك شد)مورخين اين نكته را رعايت كردند.
تيرداد يكم(اشك دوم)
آردوان يكم(اشك سوم): بعد از پدر بر تخت نشست و گرفتاري انتيو خوس سوم(كبير) برادر سلوكوس سوم استفاده كرد ، ولايت مردها(mardes) و ري و همدان را گرفت؛ و ليكن بعد كه پادشاهان مزبور با قشون زياد به ايران آمد، اردوان عقب نشسته پايتخت خود را هم به سلوكي ها داد.بعد انتيوخوس به گرگان رفت ولي از عهده سواره نظام پارتي برنمايد، بالاخره عهد نامه اي بين دولتين منعقد و اردوان رسما شاه ايران شناخته شد.شايان ذكر است كه در اين جنگ آنتيوخوس معبد آناهيتا را در همدان غارت كرده، ذخاير و نفايس زياد از آنجا بر گرفت.نوشته اند 4000 تالان (چهار ميليون و هشتصد هزار تومان امروزي تقريبا!!)قيمت ذخاير بوده است(208 ق.م)
فرباپت(اشك چهارم): شاه ايران از سلسله اشكاني-اشك 4(فري يا پيت- پس از پدر به تخت نشست و به آسودگي سلطنت كرد زيرا باختري ها متوجه هند بودند و با پارتي ها كاري نداشتند.فوت او در 181 ق.م بود.
فرهاد يكم(اشك پنجم): بعد از پدر به تخت نشست و تبرستان را تسخير كرده ، طايفه مردها را مجبور نمود كه در بندر درياي خزر و راهي را كه از خراسان به ماد مي رفت حفظ كنند.اين شاه شهر خاركس را در ري بنا نهاد(خاركس را بعضي با بندر درياي خزر و برخي با شهرستانك تطبيق داده اند.عقيده آخري مبني بر اين است كه ايزدور خاركسي (يكي از جغرافي دانان قديم)نوشته است:وطن او خاركس در وسط كوههاي البرز واقع است.در بندر درياي خزر را با سردرده خوار تطبيق كرده اند)
مهرداد يكم(اشك ششم): بعد از برادر به تخت نشست و باني عظمت دولت پارت گرديد.در اين دوران دولت سلوكي به واسطه جنگ با روميان و يهودي ها ضعيف شده بود.مهرداد در ابتدا مرو را از باختري ها گرفت بعد آذر بايجان را از امراي محلي كه در آنجا استقلال يافته بودند انتزاع نمود.پس از ان به خوزستان و پارس و بابل پرداخت و بعد به هند رفته قطعه اي را تا رود جلم به مملكت خود ضميمه كزد.از زمان او دولت پارت بزرگ شد.اين شاه با دمتريوس سلوكي جنگ كرد ولي در ابتدا بهره مندي نداشت زيرا يونانيان با دمتريوس همراهي كردند باختر هم بر پارتي ها قيام كرد وليكن مهرداد داخل مذاكره صلح شده ، دمتريوس را اغفال و بعد جنگ كرد و اورا گرفته در زندان انداخت.اين شاه به تقليد از شاهان هخامنشي خود را شاهنشاه خواند.