تبليغاتX
همراز اهورا

هلال عثمانی به جای شیر وخورشید

حدود 140 سال پيش سازمان صليب سرخ تاسيس شد.بنيانگزار اين نهضت هانري دونان سوئيسي بود که تحت تاثير صحنه هاي جنگ ميان فرانسه و اتريش در سال 1859 کتابي منتشر ساخت.او در اين کتاب پيشنهاد کرد در هر کشور يک جمعيت امدادي داوطلب تاسيس شود و دولت هاي جهان طي کنفرانسي بين المللي موافقتنامه اي را به تصويب برسانند که به موجب آن مباني حقوق حمايت از امدادگران و مراکز درماني در جنگ تاميين شود.
دولتهاي اروپايي از اين حرکت استقبال کردند و پيشنهاد او به تاسيس صليب سرخ بين المللي و تصويب کنوانسيون هاي ژنو انجاميد.در تاسيس کميته بين المللي صليب سرخ به احترام هانري دونان نقش و رنگ پرچم سوئيس زادگاه اورا به عنوان علامت صليب سرخ انتخاب کردند و به تدريج ديگر کشورها آن را به عنوان علامت ملي امدادي خود برگزيدند.
در سازمان صليب سرخ دو نشان ديگر هم به رسميت شناخته مي شود که يکي از آنها شيروخورشيد سرخ است.
در سال 1874 دولت ايران اولين کنوانسيون زنو مورخ 1864 تصويب کرد.در سال 1906 نماينده دولت وقت ايران در سومين کنفرانس صليب سرخ در ژنو شرکت و در آن علامت شير و خورشيد سرخ را به عنوان علامت رسمي جمعيت ملي ايران پيشنهاد کرد در سال 1301 جمعيت ملي امدادي ايران با نام جمعيت شيروخورشيد سرخ تاسيس شد و در کنفرانس بين المللي 1308 در ژنو اين علامت به تصويب رسيد.اما در اين کنفرانس در کنار اين نشان علامت هلال احمر هم به عنوان نشاني تصويب شد.
نشاني که تاريخ آن به سال 1876 و به امپراتوري عثماني باز مي گردد.امپراتوري عثماني در اين سال براي جمعيت امدادي خود به جاي صليب سرخ از هلال احمر در زمينه سفيد استفاده کرد و بعدها بسياري از کشورهاي اسلامي پس از استقلال و فروپاشي امپراتوري عثماني علامت هلال احمر را به عنوان علامت رسمي جمعيت امدادي خود برگزيدند.ايران هم در سال 59 و بعد از انقلاب اسلامي در نامه اي که به صليب سرخ جهاني نوشت اعلام کرد که دوست دارد علامت شيروخورشيد سرخ به نام ايران محفوظ باشد اماعلامت خود را به هلال احمر تغيير مي دهد!!!!!!!!
ايران در اصل با اين کار نشان هلال احمر را که تاريخي مربوط به امپراتوري عثماني داشت به جاي علامت و نشان ملي خود تغيير داد.!
اما در سالهاي گذشته و بعد از گذشت بيش از 25 سال از تغيير نشان ايران در سازمان صليب سرخ  نشان شيرو خورشيد که همچنان حق استفاده از آن براي ايران محفوظ است به خطر افتاد.
اسرائيل در اجلاس فدراسيوني که سال گذشته و با حضور بسياري از اعضا از جمله ايران برگزار شد نشان جديدي تحت عنوان کريستال سرخ را پيشنهاد داد تا به عنوان يک علامت جديد به رسميت برسد.اما با مخالفت کشورهايي مثل سوريه ,چين و ايران اين نشان به رسميت نرسيد.
طبق کنفرانس بين المللي 1308 در ژنو علائم سه گانه صليب سرخ ,شيروخورسيد و هلال احمر به عنوان تنها علائم  به رسميت شناخته شده است.اما چون در حال حاضر از علامت خود استفاده نمي کند در صورت پيشنهاد يک نشان جديد و رسيدن به اجماع خطر حذف نشان ايران وجود دارد.

+ تاريخ Sat 15 Sep 2007ساعت 10 AM نويسنده سارینا |

بیا با ما بگو پاینده ایران

شبي دل بود و دلدار خردمند
 دل از ديدارِ دلبر شاد و خرسند

که با بانگ « بَنان » و نام ايـران
  دو چشمم شد زشور عشق، گريان

چو دلبر شور و اشک شوق را ديد
 به شيريني، زمن مستانه پرسيد

بگو جانا که مفهوم « وطـن » چيست؟
 که بي مهرش، دلي گر هست، دل نيست

به زير « پـرچـم ايـران » نشستيم
و در را جز به روي « عشق » بستيم

به يُـمـن عـشـق، دُر نـاب سُـفـتيم
 و در وصف « وطـن » اين گونه گفتيم

وطـن، يعني درختي ريشه در خاک
 اصـيل و سـالم و پـر بـهره و پـاک

وطـن، خـاکـي سـراسـر افـتـخار است
 که از «جمشيد» و از «کِي» يادگار است

وطـن، يعني نـژاد آريـايـي
 نـجـابت، مـهـرورزي، بـاصفايي

وطـن، يعني سرودِ رقص و آتش
 به استقبال« نـوروزِ » فـره وش

وطـن، خاک « اشـو زرتـشـت » جاويد
 کـه دل را مي بـرد تـا اوج خـورشـيـد

وطـن، يعني « اوسـتـا » خواندن دل
 بـه آيـيـن « اهــورا » مـانـدن دل

وطـن، شوش و چغازنبيل و کارون
 ارس، زاينده رود و موج جيحون

وطـن، تير و کمان « آرش » ماست
 سـيـاوش هاي غرق آتش ماست

وطـن، « فردوسي » و « شهنامه »ي اوست
 کـه ايـران زنـده از هنـگـامـه ي اوسـت

وطـن، آواي « رخش » و بانگ شبديز
 خروش « رسـتـم » و گلبانگ پـرويـز

وطـن، چنگ است بر چنگ نکيسا
 سـرود بـاربـدهـا، خـسـروآسـا

وطـن، نقش و نگار تخت جمشيد
 شـکـوه روزگـار تخت جمشيد

وطـن، منشور آزادي کـورش
 شکوه جوشش خون سـيـاوش

وطـن، خرم زدين « بـابـک » پاک
 که رنگين شد زخونش چهره ي خاک

وطـن، « يعقوب ليث » آرَد پديدار
 و يا « نـادر » شَـه پـيـروز افـشـار

وطـن، را لاله هاي سرنگون است
 زِياد « آريوبرزن » غرق خون است

به يک روزش طلوع « مازيار » است
 دگر روزش « ابو مسلم » به کار است

وطـن، يعني دو دست پينه بسته
 به پـاي دار قالي ها نـشـسـتـه

وطـن، يعني هنر، يعني ظرافت
 نـقـوش فـرش، در اوج لطافت

وطـن، يعني تفنگ بختياري
 غـرور مـلـي و دشمن شـکاري

وطـن، يعني « بلوچ و کردستان » با صلابت
 دلـي عـاشـق، نگـاهي با مـهـابـت

وطـن، يعني خروش شروه خواني
 زخـاک پـاک « مـيـهـن » ديـده بـاني

وطـن، يعني بلنداي دماوند
  زقهر مـلـتـش، ضحاک در بند

وطـن، يعني « سهند » سرفرازي
 چنان « ستارخان »اش پاکبازي

وطـن، يعني سخن، يعني خراسان
 سـراي جاودان عشق و عرفان

وطـن، گل واژه هاي شعر خيام
  پيام پر فروغ پـيـر بـسـطـام

وطـن، يعني « کمال الملک » و عطار
  يـکـي نـقـاش و آن يـک مـحو ديـدار

در اين ميهن دو سيمرغ است در سير
  يکي « شهنامه » ديگر، منطق الطير

يکي من را زِ هَر، من، مي رهاند
 يکي دل را به دلـبر مي رسـاند

وطـن، خون دل « عين القضات » است
 نيايش نامه ي « پـيـر هـرات » است

خراسان است و نسل سربداران
 زجان بگذشتگان در راه ايران

وطـن، يعني « شفا »، « قانون »، اشارات
 خــرد بـنـشـسـتـه در قــلـب عــبـارات

نظامي خوش سرود آن پير کامل
 « زمـين باشد تن و ايـرانِ ما دل »

وطـن، آواي جان شاعر ماست
 صداي تار « باباطاهر » ماست

اگر چه قلب طـاهـر را شکستند
 و دستش را به مکر و حيله بستند

ولي ماييم و شعر سبز دلدار
 دو بيت طاهر و هيهات بسيار

وطـن، يعني « تو » و گنجينه راز
  تَـفَاُل از لـسـان الغيب شيراز

وطـن، دارد سرود « مثنوي » را
 زلال عـشـق پـاک مـعـنـوي را

تو داني « مولوي » از عشق لبريز
 نشد جز با نگاه شمس تبريز

مرا نقش « وطـن » در جانِ جان است
 همان نقشي که در « نقش جهان » است

وطـن، يعني سـرود مـهـرباني
 وطـن، يعني درفش کاوياني

زعطر خاک ميهن گر شوي مست
 کوير لوت ايران هم عزيز است

وطـن، « دارالفنون »، ميرزاتقي خان
  شـهـيـد سـرفـراز فـيـن کـاشـان

وطـن، يعني « بهارستان »، مصدق
 حـضـوري بي ريا چـون صبح صـادق

زخاک پاک ما « پـروين » بخيزد
بهار ، آن يار مهر آيين، بخيزد

که از جان ناله با مرغ سحر کرد
 دل شـوريـده را زيـر وزبـر کرد

وطـن، يعني صداي شعر « نيما
  طـنـيـن جـان فـزاي مـوج دريا

وطـن، يعني « خزر »، « صياد »، جنگل
  « خليج فارس »، « رقص نور »، « مشعل »

وطـن، يعني « ديار عشق» و اميد
 ديار ماندگار نـسـل خـورشـيـد

کنون اي « هم وطن »، اي جان جانان
بيــا بـا مـا بـگـو پـايـنـده ايـران

 

مطلب از دوست خوبم شازده کوچولو

+ تاريخ Tue 28 Aug 2007ساعت 11 AM نويسنده سارینا |